
پيغام مدير : سلام دوست عزيز اميدوارم از مطالب وبلاگ راضي شده باشيد اگر نظر يا انتقادي داري نظرت رو به ما انتقال بده
با تشکر
براي تبادل لينک ابتدا لينک ما رو با نام:دختـروپسـرا در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
هفته اوّل دی 1388
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم اسفند 1384
هفته دوم اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته سوم بهمن 1384
هفته دوم بهمن 1384
هفته اوّل بهمن 1384
هفته چهارم دی 1384
هفته سوم دی 1384
هفته دوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته اوّل آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته سوم شهریور 1384
هفته اوّل شهریور 1384
هفته دوم مرداد 1384
هفته چهارم تیر 1384
هفته سوم تیر 1384
هفته چهارم خرداد 1384
هفته دوم خرداد 1384
هفته دوم اردیبهشت 1384
هفته اوّل فروردین 1384
هفته سوم اسفند 1383
هفته چهارم بهمن 1383
هفته سوم بهمن 1383
هفته دوم بهمن 1383
هفته اوّل بهمن 1383
هفته چهارم دی 1383
هفته سوم دی 1383
هفته دوم دی 1383
هفته اوّل دی 1383
هفته چهارم آذر 1383
هفته سوم آذر 1383
يك تاجر آمريكايى نزديك يك روستاى مكزيكى ايستاده بود كه يك قايق كوچك ماهيگيرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود!
از مكزيكى پرسيد: چقدر طول كشيد كه اين چند تارو بگيرى؟
مكزيكى: مدت خيلى كمى !
آمريكايى: پس چرا بيشتر صبر نكردى تا بيشتر ماهى گيرت بياد؟
مكزيكى: چون همين تعداد هم براى سير كردن خانوادهام كافيه !
آمريكايى: اما بقيه وقتت رو چيكار ميكنى؟
مكزيكى: تا ديروقت ميخوابم! يك كم ماهيگيرى ميكنم!با بچههام بازى ميكنم! با زنم خوش ميگذرونم! بعد ميرم تو دهكده میچرخم! با دوستام شروع ميكنيم به گيتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با اين نوع زندگى !
آمريكايى: من توي هاروارد درس خوندم و ميتونم كمكت كنم! تو بايد بيشتر ماهيگيرى بكنى! اونوقت ميتونى با پولش يك قايق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قايق ديگه هم بعدا اضافه ميكنى! اونوقت يك عالمه قايق براى ماهيگيرى دارى !
مكزيكى: خب! بعدش چى؟
آمريكايى: بجاى اينكه ماهىهارو به واسطه بفروشى اونارو مستقيما به مشتریها ميدى و براى خودت كار و بار درست ميكنى... بعدش كارخونه راه ميندازى و به توليداتش نظارت ميكنى... اين دهكده كوچيك رو هم ترك ميكنى و ميرى مكزيكو سيتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نيويورك... اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم ميزنى ...
مكزيكى: اما آقا! اينكار چقدر طول ميكشه؟
آمريكايى: پانزده تا بيست سال !
مكزيكى: اما بعدش چى آقا؟
آمريكايى: بهترين قسمت همينه! موقع مناسب كه گير اومد، ميرى و سهام شركتت رو به قيمت خيلى بالا ميفروشى! اينكار ميليونها دلار برات عايدى داره !
مكزيكى: ميليونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟
آمريكايى: اونوقت بازنشسته ميشى! ميرى به يك دهكده ساحلى كوچيك! جايى كه ميتونى تا ديروقت بخوابى! يك كم ماهيگيرى كنى! با بچه هات بازى كنى !
با زنت خوش باشى! برى دهكده و تا ديروقت با دوستات گيتار بزنى و خوش بگذرونى!!!
[+]
نوشته شده توسط حمید در 10:25 قبل از ظهر
|
|
بر چهره پر ز نور مهدی صلوات بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیا بفرست بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

۱ - گنجشک به خدا گفت:لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم ، سرپناه بی کسیم ، توفان توآن را ازمن گرفت.مگرکجای دنیای توراگرفته بود؟خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود، باد را گفتم لانه ات را واگون کند آنگاه تو ازکمین مار پرگشودی!!!!چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم ازتودور کردم وتو ندانسته به دشمنیم برخاستی.
۲ - اگر شبی از شبهای زمستانی مسافری به امید گرمی نگاهت به تو پناه آوردتنهاش نذار،شاید در گرمترین روزای تابستان به خنکی لبخندش محتاج بشی.
۳ - هر وقت از زندگی و آدماش خسته شدی، برو بالای کوه و فریاد بزن :امیدی هست؟اون موقع میشنوی هست...هست...هست.
۴ - از خداوند پرسیدند که چه کار بندگان اورا بیشتر میرنجاند؟فرمود:هنگامی که بنده ام بامن صحبت میکند من طوری به حرفهایش گوش میدهم گویی جز او بنده دیگری ندارم ولی بنده ام بامن طوری سخن میگوید گویی من خدای همه ی بندگانم هستم جز او...
۵ -
مثل ساحل آرام باش تا دیگران مثل دریا بی قرارت باشند.
۶ -
تو را در عين دوري دوست دارم/ تو را با اين صبوري دوست دارم/ گل نازم ، گل جاويد ايام / تو را صد سال نوري دوست دارم
۷ - هيچ مي دوني چقدر گلي...
...واسه دستهات ضرر داره؟ فقط از مايع ظرفشويي جام استفاده کن!
۸ - قطرات بارون ممکنه کوچيک ديده بشن اما يه گل تشنه منتظر باريدنشه يه اس ام اس ممکنه ساده به نظر برسه اما قلب فرستندش خيلي به يادته
۹ -
ديروز با يه دسته گل اومده بود به ديدنم،
با يك نگاه مهربون همون نگاهي كه سالها آرزوش رو داشتم و از من دريغ
ميكرد
و گفت دلش واسم تنگ شده ولي من فقط نگاش كردم . . .
وقتي رفت سنگ قبرم از اشكش خيس شده بود . . .
[+]
نوشته شده توسط حمید در 6:2 بعد از ظهر
|
|
1- آدم بدها همیشه بلند بلند می خندن
ولی آدم خوبها همیشه تبسم می کنن .
2 - آدم بدها همیشه وقتی که می خوان بشینن رو مبل و یکی از پاهاشون رو رو پای دیگه میزارن ولی آدم خوبها همیشه رو زمین و چهار زانو میشینن .
3 - آدم بدها همیشه هفت تیر دارن ولی آدم خوبها همیشه می خوان دست خالی با مغز متفکرشون جلو برن .
4 - آدم بدها همیشه سیگار میکشن ولی آدم خوبها مخالف سیگارن .
5 - آدم بدها همیشه رو زمین تف میکنن ولی آدم خوبها نه .
6 - آدم بدها همیشه سه چهار تا نوچه زیر دستشون هست ولی آدم خوبها تنهایی کار میکنن .
7 - آدم بدها با اینکه همیشه تعدادشون بیشتره ولی شکست
می خورن ولی آدم خوبها مثل سوباسا تنهایی همه رو حریفن .
[+]
نوشته شده توسط حمید در 12:37 بعد از ظهر
|
|
از ديد هاي مختلف دانشجو کيست ؟
از ديد مسئولين بالا رتبه دانشگاه :
- مهمترين رکن يک دانشجوي نمونه ، پرداخت به موقع شهريه است .
- در مرحله اول ثبت نام دو چيز کافيست : اول پذيرفته شدن و دوم ارائه فيش واريزي شهريه ، ما بقي مدارک باشد براي بعد ( اصلا" نيار )
- دانشجو فردي است که بايد به موقع و قبل از استاد سر کلاس حضور داشته باشد .
- نگاه او قبل از کلاس به کفشهايش ، و در داخل کلاس به جزوه هايش باشد .
- فاقد هر گونه آرايش ظاهري ، باطني ، داخلي و خارجي باشد .
- از خانه مستقيم به داخل کلاس رفته و بعد از کلاس نيز بدون اتلاف وقت مستقيم به خانه مشرف شود .
- هر چه استاد و مسئولين دانشگاه گفتند ، بگويد چشـــــــــــم .
- کاري به کار کسي نداشته باشد ( کلا" چيکار داره که کي به کي يا ، كي با کي تا کي واسه چي چيکار داره !!! )
- اگر دانشجويي مذکر با دانشجويي مونث در محيط دانشگاه هم کلام شد بايد به کميته انضباطي مراجعه نموده و توسط منضبطين اونجا جيز شوند .
- پسرها اينور، دخترها آنور ( اونورتر لطفا" ) در غير اينصورت جيــــــــــز
از ديد اساتيد محترم و زحمتکش : ( من ارادت ...)
- سر کلاس سکوت رعايت شود .
- سوالات سخت مطرح نشود .
- هر کس بيش از 4 جلسه غيبت کند بي تربيت ميباشد در نتيجه حذف .
- کسي تيکه نيندازد .
- افراد آخر کلاس ، نديد حذف
- تقلب = مرگ
- پروژه شما کپي است ، نمره بي نمره
- نمره باقالي نيست که آخر ترم بين دانشجويان پخش شود بنابراين يا درس يا صفر يا حذف.
- موارد زير رعايت شود :
- پچ پچ ممنوع
- غيبت ممنوع
- صحبت ممنوع
- سبقت ممنوع
- جاده لغزنده است
خطر برخورد با ...
- حذف
از ديد دانشجويان پسر ( بيکاراشون البته ):
( نكته مهم : درتمامي موارد مثبت انديشي فراموش نشود لطفا" )
- عشق است دوران دانشجويي مخصوصا" اگه يک شهر ديگه باشي
- شهريه رو که بابا جوني ميده خرجمونم که خداجوني ميرسونه
- شب با بر و بچس بريزيم دور هم و تا صبح ول باشيم و بگيم و بخنديم
- کلاسهاي صبح براي خالي نبودن عريضه ( يا غريزه !! ) است .
- ساعتهاي سرو وعده هاي غذايي :
شام : ساعت 3 صبح به بعد � صبحانه : اگه بيدار بوديم ساعت 12 يک تيکه نون به خاطر رفع بوي نامطبوع دهان ميلنبانيم . � نهار : خدا خير بده دانشگاه که حداقل يک سلف داره و هر چند غذاش به رستورانهاي شهرمون نميرسه !! ولي شکمتو براي چند ساعتي پر ميکنه .
- مواد غذايي زمان دانشجويي :
قليون هلو نعناع ، تخمه ، مرغ همسايه ، تخم مرغ ( همسايه ) ، سيب زميني ، سوسيس ، قليون اينسري با طعم ليب سيمو ( سيب ليمو غني شده ) ، انواع کنسروجات ، نون بسته اي کپک زده ، انواع ترشيجات خونگي ، انواع بطري هاي 1.5 ليتري ( شك نكنيد كه داخلش آب ، نوشابه رژيمي ، يا گاها" دلستر خانواده ميباشد
. )
- تفريحات سالم :
- قليون
- ..... بازي ( فرض کنين حکما" مار و پله منظورمه !! )
- .... بازي ( فکر کنين سهوا" عروسک بازي منظورمه )
� اس ام اس بازي ( معمولا" طرف اس ام اس داخل خوابگاه دختران يافت ميشود )
- کشتي ( از فرنگي و آزاد گرفته تا کشتي چوخه و کشتي کج ، همون تو سرو كله هم زدن خودمون)
- خدا پدر گراهام بيامرزه که تلفن اختراع كرد و مجدادا" خدا اپراتورهاي مخابرات زياد كنه كه يكي مثل ايرانسل وقت خالي دانشجويان پر کرده و براي رفع خستگي و فراقت از بار سنگين درسها با طرح بنفش و قهوه ايش ميتوني از بوق ساعت 12 تا خود ساعت 6 فکتو نرمش بدي
- قبل از رفتن دانشگاه حدود يک ساعت از وقتهاي باطله جلو آينه ميگذره و اينجا موها و ريش و سبيل تازه روييده بسيار نمايان شده و دقت و تمرکز بيشتري لازم دارن
� آب بازي تفريح سالمي هست که در هر خونه اي جاي خاص خودش داره و باعث تميزي و شادابي روحيه دانشجويان شرکت کننده ميشود.
� در زمانهاي گذشته ( اونموقع ماها هيچكودوممون نبوديم..
) دانشجويان هفته اي يک بار براي خلاص شدن از يکنواختي و ايجاد تنوعي در برنامه هاشون مراسم جر دادن داشتند که خوب الان ، به خاطر تورم و خارج شدن از زندگي غار نشيني کمتر از اين مراسم ديده ميشود و تقريبا" به منسوخجات پيوسته است . اين مراسم به صورت خيلي ناگهاني و پنهاني شروع ميشد به اين صورت که زير پوش و يا پيراهن همخونه ي عزيز جرانده* ميشد و به محض روي دادن چنين اتفاقي همگي بايد خودشون آماده جريده* شدن ميکردن و آرام و با صحه صبر توسط دوست ديگر جرانده* ميشدن و در اينجا دوستاني که مقاومت ميکردند غير از هدف اصلي که پيراهن و معمولا" زيرپوششان بود جاهاي ديگرشون هم مورد تجريد* قرار ميگرفت و منجرد* ميشد
( * صرفهاي مختلف جـــر بر وزنهاي مختلف )
- مراسم قبل از خواب که بعضي وقتها مانع از خواب ميشود و بعضا" آسيبهاي جسمي خطيري در پي دارند . ( منظورم همون بالش بازي و يا نمونه غير انساني اون به وجود آوردن چندين طبقه انساني و يا لحاف تشکي ، بر روي اولين نگون بختي هست که خوابش برده )
- ضبط ، سي دي هاي مختلف ، ام پي تري و كلا" هر چي كه از توش صدا در بياد ، از نون شب واجب تراست .
- ابداع حرکات موزوني که گاها" به صورت سمبل در اومده و داخل کلاسهاي درس هم نمايان ميشود .
عوايد و دست يافتهاي اين گروه در طول و آخر ترم :
- نمرات درخشان
- سوز عاشقي
- سينه اي پر از آه و پر از دود
- لباسهايي مستاجر*
- لوازم منزلي که گوياي وقايعي تاريخي هستند و در طول اين دوران شاهد گذر زمان و اتفاقات زيادي بوده اند از قبيل سوراخهاي فراوان و دور سوخته به خاطر زغال قليون ، رنگهاي زرد آثار چاي و آبهاي مخصوص مراسم ، موهاي فراوان به علت ريزش شديد موها و پشمونجات
- اعضا و جوارحي مصدوم به علت درگيريهاي مختلف
- فراگيري آشپزي مخصوصا" انواع تخم مرغ و مشتقات آن، عدس پلو ، ماکاروني ، پلوتن ( تن ماهي + برنج) ، طريقه پيچيدن كالباس خشك و ليونر در لاي نان بيات و ...
- زخم معده
- بي خوابي مفرط و جغد گونه
- گوش گرفتگي ( به دليل ازدياد مكالمات )
- مرض شست گرفتگي ( به علت تعدد ارسال اس ام اس )
- در رفتگي عنبيه چشم ( شك نكنيد به خاطر درس خوندن شديد )
دانشجو از ديد دانشجويان دختر بيکار :
- مخارج شهريه و خورد و خوراک با ددي جون
- چقدر زندگي بدون آقا بالا سر خوش ميگذره ... آخيش ...
- با اينكه دختران دائما" در حال غيبت هستند ولي هميشه در سر کلاسها حضور به هم ميرسانند .( هر كي گفت چطوري !!؟ )
- كتابت، ويراستاري ، طراحي و صفحه آرايي جزوات مهمترين کار و حضور در کلاسها مهمترين وظيفه در داخل دانشگاه است .
- گذراندن دوره هاي حرفه اي و پيشرفته علمي به نام � آمار گيري � ، که در اين زمينه مطلب فراوان است و به راحتي ميتوان چندين روز اندر مزاياي آمار و آمارگيري در دختران بحث كرد .( فقط همينو بگم که سرعت پخش آمار و انتقال اخبار از سرعت نور بالاتر هست و کافيه يکي از پسران کلاس پاچه شلوارش پشت کفشش گير کرده باشه ، تا مستخدم خوابگاه متوجه اين امر مهم ميشه و دلايل پيدايش و رخداد چنين اتفاقي در ميزگردهاي شبانه مطرح ميشه و نتيجه آخر اينه که پسرک عاشق يکي از دختران اون جمع هست .)
- تفريحات سالم :
ميزگردهاي شبانه پيرامون پسرهاي دانشگاه
- گذراندن کلاسهاي آرايشگري و گريم
- طراحي لباس و ابداع مد
- آشنا شدن با قليان و طريقه چاغ* نمودن و کا دود کردن آن (* اين چاغ با اون چاق فرق داره )
- سر کار گذاشتن پسرها
- نقاشي کردن در جزوات و تزئين آنها جهت اهدا به نيازمندان !!
- جستجو و تحقيق در علل کنشهاي متفاوت پسران
- آموزش رذالت و شيطنتهاي پسر کش ( تمام تفريحاتي که پسرها انجام ميدن در ميان دختران هم رايج شده و کافيست دوباره براي درك بيشتر مطلب تفريحات پسران رو مرور کنين ، با اين تفاوت که در دختران آخرش هميشه كار به گيس و گيس کشي ختم ميشه )
- آشنا شدن با انواع خوراکهاي سرد ( فست فود ) و کافي شاپهاي شهر
- هفته اي هشت شب شرکت در تولد هم اتاقيها
- جمع آوري شماره پسرها و ملغب شدن به 118
- تک زنگ زدن بي موقع و شبانه به گوشي پسران ( اونهايي هم که خيرخواه هستن براي اينکه دوستشونو صبح براي کلاس بيدار کنن تا صبح پلک رو هم نميذارن )
- شرکت در تمامي تورهاي سياحتي ، زيارتي ، علمي تخيلي ، تفريحي ، تحصيلي ، ترويجي ، تدريجي و ... ( كه آخرش هم هيچي .. )
عوايد و دست يافتهاي اين گروه در طول و آخر ترم :
- فراگيري هر نوع آرايش و مد لباس
- تغيير قابل توجه از لحاظ ظاهري نسبت به بدو ورود به دانشگاه
- کم آوردن حافظه گوشي جهت درج اس ام اس و شماره دوستان
- تغيير ماهيت از يک دختر آروم به دختري شيطون و بازيگوش
- يادگيري انواع مهارتهاي شوهرداري و شوهر نداري
- آشنايي با چگونگي برخورد با معضلات اجتماعي ، اقتصادي ، سياسي و رئاليسمي
- شکست در عشق
- در بعضي مواقع متاهل شدن و رسيدن به هدف اصلي و والاي دانشگاه و دانشجويي
- گوش گرفتگي ، شست گرفتگي ، در رفتگي قوزك دست ، ترميم بيني و ...
- زخم معده و متورم شدن ماهيچه هاي چند گانه فک
دانشجو از ديد دانشجويان شاغل ( دختر و پسر فرقي نميکنه )
- اين جيب اون جيب کردن و دويدن براي جور کردن هزينه هاي بالاي شهريه
- دنبال رفع تداخل کلاسها و ساعات کار
- گرفتن پاچه اساتيد جهت منعطف کردن آنها
- واکس زدن کفش کارفرما جهت اخذ مرخصي تحصيلي يا ساعتي
- گرفتن جزوه از هر کس و ناکسي و کپي کردن آن
- صبح كار ، وسطش كلاس ، وسط كلاس بدو سر كار ، سر كار فكر غيبت خوردن در كلاس ، سر كلاس فكر باد كردن امور كار
- سرو وعده هاي غذايي يا ممکن نميباشد و يا در بين کلاسها يا در بين راه به صورت ضربتي صورت ميگيرد .
- خوابيدن در سر کلاس
- فکر پاس کردن چک ، جواب دادن به مسئول ، راه انداختن مشتري و ... به جاي تمرکز روي درس !!
- فکر درس ، تمرين ، پروژه ، ميانترم ، پايانترم و .... به جاي تمرکز در کار!!
عوايد و دست يافتهاي اين گروه در طول و آخر ترم :
- سر گيجه و موج گرفتگي
- جيبي خالي كه داخلش فقط يك كارت سوخت خاليتر پيدا ميشود
- پس انداز منفي و هجوم اقساط
- يک مشت جزوات درهم و برهم که چيزي از توش در نمياد
- افت شغلي
- زخم معده و لاغري مفرط و چشماني گود و چهره اي زرد
- کلکسيوني از پاچه اساتيد و مسئولين محترم
- کوهي از ديون که تا ساليان دراز بايد حملشون کرد
- فراموش کردن هرگونه تمايلات و هنرهاي قديمي و بي ميل شدن جهت ادامه آنها
- کم شدن روابط دوستانه و خانوادگي در حد طرد از جمع
جيگر آدم خون ميشه براي اين قبيل دانشجويان
. خدا قوت مرد* ( * در اينجا مرد هم براي آقايون و هم براي خانومها بكار برده شده ... به معني قوي ، دوست داشتني ، توانا ، خدا قوت ، تو ميتوني و ... )
در مجموع دانشجويي مثل پس گردني و يا تو گوشي هست که هم ميتونه از خواب بيدارت کنه و هم ميتونه بهت آسيب برسونه اين خود ما هستيم که انتخاب ميکنيم شدت ضربش چقدر باشه ..
به اميد موفقيت تمامي دانشجويان ايراني در هر کجاي دنيا که هستند .
[+]
نوشته شده توسط حمید در 10:32 قبل از ظهر
|
|