تبليغاتX
دختـروپسـرا
تصـــــــوير
مديريت وب

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير : سلام دوست عزيز اميدوارم از مطالب وبلاگ راضي شده باشيد اگر نظر يا انتقادي داري نظرت رو به ما انتقال بده

با تشکر   

لينك دوستان

بزرگترين سايت دانلود موزيک

?زيباترين قالبهاي وبلاگ? پایگاه سرگرمی
سولي حميد 2
زهير
ورود آقایان ممنوع فقط بانو
عشق و دیوانگی
(روی ماه خداوند را ببوس)
دل نوشته
موزیک باران
بزرگترین سایت موسیقی ایران
::سرزمين دانلود::

براي تبادل لينک ابتدا لينک ما رو با نام:دختـروپسـرا در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،

سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.

چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

مطالب قبليمو خوندي ؟

هفته اوّل دی 1388
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم اسفند 1384
هفته دوم اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته سوم بهمن 1384
هفته دوم بهمن 1384
هفته اوّل بهمن 1384
هفته چهارم دی 1384
هفته سوم دی 1384
هفته دوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته اوّل آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته سوم شهریور 1384
هفته اوّل شهریور 1384
هفته دوم مرداد 1384
هفته چهارم تیر 1384
هفته سوم تیر 1384
هفته چهارم خرداد 1384
هفته دوم خرداد 1384
هفته دوم اردیبهشت 1384
هفته اوّل فروردین 1384
هفته سوم اسفند 1383
هفته چهارم بهمن 1383
هفته سوم بهمن 1383
هفته دوم بهمن 1383
هفته اوّل بهمن 1383
هفته چهارم دی 1383
هفته سوم دی 1383
هفته دوم دی 1383
هفته اوّل دی 1383
هفته چهارم آذر 1383
هفته سوم آذر 1383

طراح قالب

بي وفا ! ! !

يادمه وقتي تو پادگان كهريزك بوديم روزاي ملاقات يه دختري ميومد با يه گل رز اسمش رو به يكي از گروهبان ها ميداد تا اسم عزيزش رو صدا كنن اونقدر منتظر ميشد تا پسره بياد وقتي هم كه ميومد ديگه واقعا از هم دل كندن سخت بود خيلي روزاي سختي بود دختره تا غروب اونجا ميموند فرمانده پادگان هم كاري به كارشون نداشت ! عشقه ديگه به هر حال آدم رو بد جوري معشوق ميكنه هر پنجشنبه هم ميومد دنبالش با يه سمند نقره اي هميشه هم آهنگ دلم برات تنگ شده جونم تو ماشينش بود حالا بعد از اين همه مدت دختره عاشق يكي ديگه شده باهاش نامزد كرده و قراره بعد از محرم و صفر ازدواج كنن واقعا دخترا از چي پسرا خوششون مياد ! پول ؟ موقعيت اجتماعي ؟ زندگي مرفع ؟ يا اين كه بي پولي ! يه موقعيت بد داشتن تو زندگي ! يا . محاله ممكنه پس چرا دخترايي هم هستن كه به همين بي پولي و موقعيت بد پسرا رازي ميشن يه عمر با اون عشقي كه دارن با هم زندگي كنن ! اين چه سريه كه هيچ وقت اشكار نميشه ! تو انتخابتون دقيق باشين كسي رو دوست داشته باشين كه حداقال واسش ارزش داشته باشين ! واسه اين دوستم هم دعا كنين ! قربون شما تا بعدا باي !

[+] نوشته شده توسط حمید در 12:55 بعد از ظهر | |

انجمن زن ذليلان

وابسته به سازمان جهاني زن ذليلان

            احتراماً با توجه به اينكه اين انجمن در نظر دارد جهت حمايت از قشر ستمديده و استثمار شده ذن ذليل تمام ايران تشكيلاتي وسيع و همه جانبه ايجاد نمايد . زيرا از مرد نمايان واجد شرايط دعوت به عمل مي آيد .

شرايط عضويت :

1-     داشتن حداقل يكسال سابقه زن ذليلي ( با ارائه يك برگ فتوكپي شناسنامه جهت تائيد تاريخ دقيق بزرگترين اشتباه )

2-     راز داري در همه حالات حتي هنگام شديدترين شكنجه ها .

3-     شستن ظروف شام و نهار حداقل يك روز در ميان ( با ارائه تاييد از سوي همسر )

4-     مضروب شدن با چوب دسته جارو لنگه دمپائي ( حداقل هر كدام 5 بار )

5-     ارائه اسناد پزشكي جهت تائيد , مراجعه به پزشك بر اثر شدت جراحات وارده ( حداقل هر 3 ماه يكبار )

6-     داشتن حداقل يك محل كه داراي اثر كبودي يا سوختگي يا اثر ضرب و جرح در سه ماهه اخير باشد .

7-     سر پا گرفتن كودك و شستن كهنه بچه روزانه 2 تا 3 بار .

8-     اخراج حداقل 3 روز در هفته از منزل و خوابيدن در پاركها ( با تاييد سازمان پاركها )

دبير انجمن زن ذليلان ايران

كپي رايت آزاد ميباشد !

[+] نوشته شده توسط حمید در 12:53 بعد از ظهر | |

گفتم تو دنياي من پات رو نذاري

اگه بياي ميشه قلبت تو غرق بي قراري

حالا كه اومدي تاوان قلبم رو ميگيرم

ميكشم دلت رو فكر نكني واست ميميرم

عجب نگاهي داري هواي مارو داري

ولي تنهات ميذارم

تو اوج بي قراي

عجب حوصله داري كه بازم گله داري

تو عشق ورفاقت نداشتي تو صداقت

همون عهدي كه بستي

خودت اون رو شكستي

نه نميتونم بمونم

تو مست جامي و شادي

ولي يه بي دل و جونم

[+] نوشته شده توسط حمید در 12:50 بعد از ظهر | |

فرق آماده شدن مرد ها و زنها  واسه رفتن به سر كار

مردها : با عجله 6.30 صبح پا ميشه تند تند يه چيزي ميخوره و در عرض 15 ثانيه لباساش رو ميپوشه جم و جور ميكنه دكمه هاي پيراهنشو توي راه ميبنده و ميرسه به ماشينش و ساعت 6.45 به محل كارش نزديك ميشه و پشت ميزش نشسته !

زنها : ساعت 5 صبح پا ميشه 897458 مدل بتونه كاري ميكنه ( همون ارايش ) تا ساعت 6.30 آرايشش تموم ميشه ساعت 6.30 تا 7 صبحانه ميخوره انواع و اقسام شير و آب پرتغال و قهوه و چاي و .... ميخوره تازه ميگه از فردا بايد كم تر بخورم شكمم داره مياد جلو ! ساعت 7.15 لباس پوشيدنش شروع ميشه تا 8 ساعت رو نگاه ميكنه اي واي خاك به سرم ديرم شد !!! سريع از پله ها مياد پائين تازه 1000 بار هم پاش پيچ ميخوره به انجمن ساختمونشون 100 تا فحش ميده كه چرا اسانسور خرابه به ماشين كه ميرسه يادش مياد تازه سوئيچ ماشين رو نياورده . . . ساعت 9 ميرسه سر كار رئيسشن ميگه خانوم ....... بازم دير كردين !!!! مبگه ببخشيد اين داداش من تنبله صبح رفتم نون بخرم خواهر كوچيكم رو بذارم در مدرسشون و بيام دير شد !!!

[+] نوشته شده توسط حمید در 12:48 بعد از ظهر | |

خداوند موجودی قوی خلق کرد و نامش را مرد گذاشت ! از او پرسید : آیا راضی هستی ؟ مرد

جواب داد : هرگز .. خداوند پرسید : چه می خواهی ؟ گفت : آیینه ای می خواهم که در آن بزرگی

خود را ببینم . صندوقچه ای می خواهم که در آن جواهرات خود را پنهان کنم . بالشی می خواهم

که به هنگام خستگی بر آن تکیه زنم . نقابی می خواهم که به هنگام ضرورت در پشت آن پنهان

شوم . بازیچه ای می خواهم که با آن شاد باشم . مجسمه ای می خواهم که زیباییش چشم را

 نوازش دهد . اندیشه ای می خواهم که در آن غوطه ور گردم . و مشعلی می خواهم که با آن

 راهنمایی شوم .. پس خداوند زن را آفرید...

 -------------------------------------------

گفتم كه رفتنت يه روز قاب دلم رو ميشكنه

گفتي كه اين بخت تو بود تقدير تو شكستنه

گفتم بمون اون روز مياد غصه هامون تموم ميشه

گفتي اگه با من باشي لحظه هام حروم ميشه

از وقتي رفتي هيچ كسي همدرد و همرازم نشد

هيچكسي حتي يه دفه غم واسه سازم نشد

رفتي ولي بدون هنوز عاشقتم تا پاي جون

دل بهاريم عاشقه چه تو بهار چه تو خزون

-------------------------------------------

نمیدونی تو به خوابم که میای خواب من دیدنی میشه

یه بهار عشق میریزه به تنم نفسهام چیدنی میشه

نمیدونی تو به خوابم که میایی چه تماشا داره خوابم

نمیدونی تو به خوابم که میایی نرگس و مریم و مینا داره خوابم

-------------------------------------------

عاشق و مجنونت شدم

ناخونده مهمونت شدم

كلي پريشونت شدم

اما بازم نيومدي

قهوه فنجونت شدم

شمع تو شمعدونت شدم

خاك تو گلدونت شدم

اما بازم نيومدي

هميشه ممنونت شدم

آب تو بيابونت شدم

شهراي ارزونت شدم

عمري غزل خونت شدم

تسليم قانونت شدم

نزديك تر از جونت شدم

رگت شدم خونت شدم

خادم و دربونت شدم

اثير زندونت شدم

گلاب كاشونت شدم

يه جوري مديونت شدم

سنگ خيابونت شدم

راهي ميدونت شدم

تو سختي آسونت دم

تو درد درمونت شدم

ناجي پنهونت شدم

مژه مژگونت شدم

هلاك چشمونت شدم

رفتم و قربونت شدم

لباس و سامونت شدم

سارق ايمونت شدم

چشماي گريونت شدم

اما بازم نيومدي

-------------------------------------------

ببين چجوري بي تو دوباره جون ميگيرم

فكر نكني نباشي بدون تو ميميرم

براي من چي هستي . . .

-------------------------------------------

اين شعر رو مينا خانوم به عرفان گفته نميدونم چرا !

 

اين التماس آخره

ميخواي بمون ميخواي نمون

هر چي ما كه گفتيم بهت حق دل ما رو بدون

اين دل پاره پاره رو ديگه به آتيش نكشون

فكر نكني عزيزي !!!

مثل عروسكي زشت فقط ادا ميريزي

دو روزه زندگيت رو به مستي ميگذروني

هزار تا مثل من رو به پستي ميكشوني !

-------------------------------------------

واسه چي فاصله افتاده ميون تو و من

ناز اون چشات رو قربون ديگه اتيشم نزن

ديگه ديوونه ميشه دلم تو سينه واسه تو

دل من تنگه برات هي به من نگو برو

-------------------------------------------

چه لحظه ها كه بي تو يكي يكي گذشتن

عمرم رو بردن اما يه لحظه برنگشتن

تو چشم من نگاه كن من رو به گريه نسپار

حالا كه با تو هستم براي اولين بار ! ! !

-------------------------------------------

 چند خبر مهم دنيا :
همچو باران عمرم در سکوت سپری شد .

عنکبوت مهربان با تارش برای جناب مگس پولیور میبافت .

چوب کبریتي در اثر سوختگی در گذشت .

از روی چین و چروک اکاردئون نمی شود درباره سنش قضاوت کرد .

وصیت کرده ام پس از مرگم از قلبم جا سیگاری درست کنند .
-------------------------------------------

داستان . عشق . مرد و نامردي

تو دوران سربازی دو تا دوست بودن باهم یکیشون بچه تهران بوده یکیشون بچه شهرستان  خدمتشون تا جایی میرسه که بچه تهران خدمتش تموم میشه و بچه شهرستان میمونه با سه ماه اضافه خدمت بعد این بچه تهرانه میگه منم نمیدونستم ولی سه ماه اضافه داشتم فرمانده تازه به من گفت میگذره تا خدمتشون با هم تموم میشه و پسرا با هم میان بیرون پسر تهرانیه به پسر شهرستانیه میگه بریم خونه ی ما میرن بعد از کلی صحبت پسر تهرونیه یه آلبوم میذاره جلوی پسر شهرستانیه میگه یکی از دخترا رو انتخاب کن تا من برات بگیرمش میگه نه بابا این چه حرفیه میزنی میگه نه تو انتخاب کن کلی حرف میزنن و دختر عموی پسر تهرانیه رو انتخاب میکنه این پسر تهرونیه اینا رو به هم میرسونه و کلی خرجشون میکنه تا خودش بعد از مدتی بی پول میشه قافل از اینکه پسر تهرونیه تمام عشقش این دختر عموش بوده یه شب پسر تهرونیه با کلی امید با جیب خالی میره دم خونه ی دوستش میگه یه سلام دوستش میگه من تورو نمیشناسم کی هستی؟؟؟

پسره با نا امیدی برمیگرده تو خیابون پای پیاده میره تا به یه جایی برسه که یه پاترولی که توش به خانومی با دخترش بودن به پسر تهرونیه گیر میدن و میگن که بیا با ما بریم میگه که نه بی خیال به هر زحمتی بود پسر سوار میشه و اون پیر زن این پسر تهرونیه رو کلی با کلاسش میکنه و به سر و وضعش میرسه تا اینکه میرسه به جایی که پیرزنه دخترش رو میده به این پسر تهرونیه شب عروسی پسر تهرونیه همه جمع بودن و مراسم مشروب  خوردن بالاخره تو همه ی عروسی ها هست و از قضا پسر شهرستانیه هم میشینه با اقا داماد پسر فارسه میگه که من پیک های عرق رو میریزم همه قبول میکنن پسر فارسه میگه به سلامتی منه مرد که دختر عموم رو که همه ی عشقم بوده دادم به تو تو باهاش داری زندگی میکنی پیک اول رو میخورن پیک دوم رو میریزن میگن که به سلامتی من مرد که به خاطر تو به پای فرمانده افتادم که سه ماه بیشتر بمونم بعد پسر شهرستاینه میگه بقیش رو من میریزم میگه که به سلامتی من نامرد که تو رو تو خونم راه ندادم مشروب رو  میخورن و پیک چهارم میگه به سلامتی من نامرد که خواهرم رو به تو دادم!!!!!!!!!!!!!

[+] نوشته شده توسط حمید در 8:6 قبل از ظهر | |

ولن تاین

ولن تاین مبارک

[+] نوشته شده توسط حمید در 9:42 بعد از ظهر | |

سلام

تعطيلات هم تموم شد

خوب از فردا هر كي ميره سر كار خودش دانش آموز . دانشجو . معلم . مدير . كارمند . شهردار . رئيس جمهور و .........

به شما هم خوش گذشت ؟

[+] نوشته شده توسط حمید در 6:30 بعد از ظهر | |

مطالب پيشين